خرید بک لینک

عارضم به خدمتتون که دکتری قبول نشدم و کاملا طبیعی بود که قبول نشم.

درس که نخونده بودم به کنار، روز کنکور هم حالم خوب نبود.

البته میدونستم قبول نمیشم ولی خب دوست داشتم تجربه اش کنم، اما واقعا دوست دارم دکتری بخونم و لازمه اش اینه که درس بخونم برای کنکور.

با شناختی که از خودم دارم درس بخون برای کنکور نیستم.

پس هیچی دیگه مگر معجزه بشه که قبول بشم.

برچسب: نویسنده: کارن طاهری تاريخ: چهارشنبه 12 آذر 1404 ساعت: 23:36

لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد کنید » نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن طاهری تاريخ: چهارشنبه 12 آذر 1404 ساعت: 23:36

چند روز دیگه اول مهره و روز بازگشایی مدارسه.فقط یک بار.. .ایکاش فقط یک بار فرصت داشتیم تو زمان سفر کنیم و به گذشته برگردیم.با این حال که اصلا دلم برای مدرسه تنگ نشده، ولی دلم میخواست فقط یک بار به اون دوران برگردم و از نو همه چیزو شروع کنم.با آگاهی و عقلانیت بیشتر.ایکاش میشد.شاید بگید الانم دیر نیست و از نو شروع کن.ولی تو پست قبل توضیح دادم دارم تلاشمو میکنم ولی نمیشه.چون آجرهای اول خشت های اولو کج چیدم.خشت اول گر نهد معمار کجتا ثریا می رود دیوار کجایکاش یکی بود بهم میگفت باید چیکار کنم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن طاهری تاريخ: چهارشنبه 12 آذر 1404 ساعت: 23:36

دانشگاه قبول شدم، رشته زبان و ادبیات عربی.

یکی از دانشگاه های خوب و معروف غیردولتیه.

نمیدونم ثبت نام کنم یا نه.

چهار ساله و تا بخواد تموم بشه ۳۴ شدم.

نمیدونم برم از صفر شروع کنم دیپلم تجربی بگیرم و کنکور تجربی بدم یا همینو ثبت نام کنم.

چقدر اشتباه داشتم.

چقدر من نا آگاه بودم آخه.

چقدر با زندگی خودم بازی کردم.

آخه چقدر یک آدم میتونه سهل انگار باشه!

برچسب: نویسنده: کارن طاهری تاريخ: چهارشنبه 12 آذر 1404 ساعت: 23:36

بعد از کلی فکر و خیال ک ناراحتی و سبک سنگین کردن بالاخره تصمیم گرفتم برم دیپلم جدید بگیرم و این یعنی شروع از نقطه صفر.رفتم آموزش و پرورش و کلی مدارک خواستن که از مدارس قبلی تحصیلیم باید بگیرم به صورت دستی.بعد برام عجیبه که مگه نباید آموزش و پرورش منطقه خودش تمام اینارو داشته باشه؟تا بخوام اینارو جمع کنم و یک استعلام هم گفتن تو سایت باید بگیرم برای مدرک سیکلم فکر کنم یک ماهی طول بکشه.توکل به خدا برام دعا کنید تو این مسیر جدید موفق باشم و اینقدر استرس نداشته باشم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن طاهری تاريخ: چهارشنبه 12 آذر 1404 ساعت: 23:36

امیدوارم سال جدید به حق امیرالمومنین(ع)، سال خیلی خوبی باشه برای همه.⚘

بریم ۱۴۰۴

برچسب: نویسنده: کارن طاهری تاريخ: چهارشنبه 12 آذر 1404 ساعت: 23:36

تقریبا دو سال پیش که سونوی تیروئید انجام دادم و متوجه شدم تیروئید چپم ندول داره.دکتر گفت چیز مهمی نیست هر وقت حال و حوصله داشتی برو fna نمونه برداری انجام بده.منم پارسال رفتم این کارو انجام دادم و خداروشکر جواب پاتالوژی خوش خیم بود.امسال ام آر آی کمر انجام دادم و دکتر ندول تیروئیدم را هم دیده بود، و در ادامه جمله اش چیزی نوشته بود که نگرانم کرد.به معنی آب آوردن بود.رفتم دکتر غدد گفت فکر کنم یک بار دیگه باید نمونه برداری کنی، بعد گفت: قبلش یک سونو انجام بده ببینم اندازه اش تغییر کرده یا نه.خلاصه که این هم از تیروئید من که به جز غم باد نمیتونم اسم دیگه ای براش بذارم.نتیجه اون همه غم و استرس و فشار و حرف های نگفته و بغض های قورت داده همین میشه.فعلا باهاش رفیق شدم، بهش گفتم حالا که هستی آروم و خوش اخلاق و بی آزار بمون با هم دوست باشیم.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن طاهری تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 19:16

در چنین ماهی یعنی خرداد

و در سال ۱۳۹۰، یعنی ۱۳ سال پیش این صفحه را ساختم.

چقدر بزرگ شدم، چقدر زود گذشت....

یعنی من اگر اون سال ازدواج کرده بودم و بچه دار میشدم الان به جای تبریک تولد وبلاگم باید جشن تولد ۱۳ سالگی فرزندمو میگرفتم:))

برچسب: نویسنده: کارن طاهری تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 19:16

تو این چند سال خیلی به این فکر میکنم که چرا محکوم شدم به تنهایی و دنبال دلیلش میگردم.هر دلیلی به ذهنم اومد گفتم باشه الانم که ۳۰ ساله هستم تلاشمو میکنم رفعش کنم.هر چند که دیر شده.خیلی دیر شده ولی دارم تلاش میکنم.یکی از اقداماتم این بود که خودمو به چند تا معرف ازدواج معرفی کردم.تو این چند ماه شاید نزدیک ۴۰ تا خواستگار زنگ زده که چند تاشون با تماس مادرها نتیجه حاصل نشده و اکثرشون به مرحله تلفنی حرف زدن منو پسر رسیده و عکسشونو دیدم.تعدادی هم حضوری دیدم.هر کسی معرفی میپرسه چرا فلانیو قبول نکردی بهونه های تفاوت اعتقادی و سیاسی یا فرهنگی میارم.ولی اینجا نمیخوام دروغ بگم.دلیلش اینه که هیچ کدوم به دلم نمیشنن، این حرف شاید زیبا نباشه ولی دیدید تخمه های آفتابگردون ابعاد مختلفی دارن؟ تو سرند اول اون درشت ها و خوشگلارو جدا میکنن، سرند دوم، سرند سوم و آخرش تخمه های ریز و پوک می مونه.این موارد هم شاید سرند هفتم باشن.از لحاظ ظاهر به هیچ عنوان، به هیچ عنوان مورد قبولم نیستن.فرض کنید یک تیکه طلا افتاده بین یک عالمه مس و باید از بین مس ها یکیو انتخاب کنه، خب معموله نمیتونه!پسرهایی که سنشون برای مناسب بوده و شرایط و ظاهر و خانواده خوب داشتن الان دو تا هم بچه دارن.خیلی برام زجر آوره تو این مخمصه افتادم.اصلا هم نمیتونم تن بدم به ازدواج با این موردهایی که حتی به فکرمم خطور نمیکنه بتونم همسرشون باشم، دلم واقعا گرفته و این دل پری نمیدونم راه علاجش چیه!نمیخواستم گریه کنم ولی باز گریه ام گرفت.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن طاهری تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 19:16

امروز کنکور دکتری دارم و حتی یک خط هم درس نخوندم.

یعنی دریغ از یک کلمه

برچسب: نویسنده: کارن طاهری تاريخ: جمعه 11 اسفند 1402 ساعت: 2:16

با این تنهایی رقت انگیزم که انگار جزو تقدیرمه

وارد ماه محرم میشم.

دیگه نمیدونم چیکار کنم!

التماس دعای خیلی زیاد دارم ازتون.

محرم ۱۴۴۴

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۲/۰۴/۲۷ ساعت 23:55 توسط ˙·٠ я u b y ٠·˙  | 

برچسب: نویسنده: کارن طاهری تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 20:20

هم سال نو شده هم ماه رمضان رسیده.

ولی من همونی ام که بودم، نا امید و خسته.

امیدوارم ۱۴۰۲ برای همه امون اونی بشه که میخوایم.

التماس دعای فراوان

+ نوشته شده در شنبه ۱۴۰۲/۰۱/۰۵ ساعت 14:58 توسط ˙·٠ я u b y ٠·˙  | 

برچسب: نویسنده: کارن طاهری تاريخ: سه شنبه 8 فروردين 1402 ساعت: 1:28

و امروز ۲۹ ساله شدم.... ۱۴۰۱/۱۱/۱۴

برچسب: نویسنده: کارن طاهری تاريخ: جمعه 28 بهمن 1401 ساعت: 17:15

من اینجا خودمو سانسور نمیکنم و حرفای دلمو میزنم، مثلا تو دو پست قبل بعضیا نوشته بودن این حرفارو نزن و فلان میشه بهمان میشه.پس من این جا حرف نزنم کجا حرف بزنم ؟وبلاگم تنها جائیه که با خیال راحت مینویسم از دردهام و غصه هام تو اینستا به اندازه کافی خودمو سانسور کردم بسههر چند که اونم فیلتر شده ، تمام حواشی پیش اومده رو که بذاریم کنار ایکاش وقتی میخواستن اینستارو فیلتر کنن به فکر اون آدم های تنهایی که تنها دلخشوشیشون پیجشون بود هم میبودن..یا لااقل یک اپلیکیشن جایگزینش موجود بودمثلا روبیکا یک بخشش با عنوان روبینو فضایی شبیه اینستا داره ولی روبیکا خیلی شلوغ پلوغهاگر قرار پیشنهادی بدم به روبیکا اینه که اپلیکیشن روبینوی اختصاصی و مجزا منتشر کنه مطمئنم تو این روزها سریع میتونه جایگزین اینستا بشه .اگر اپلیکیشن خارجی مشابه اینستاگرام هست بهم بگید چون خبر ندارم خلاصه که روزهای خوبی رو نمیگذرونمراستی یک ماجرای نسبتا عشقی هم پیش اومد بعدا میگم که اونم دل گرفتگیمو بیشتر کرد + نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۱/۰۷/۰۵ ساعت 10:56 توسط ˙·٠ я u b y ٠·˙  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن طاهری تاريخ: جمعه 30 دی 1401 ساعت: 3:15

داشتم یک نگاه به لیست وبلاگ های به روز شده مینداختم دیدم چقدر همه اتون مَنید... حرف های خیلیا حرفای من بود.بعضا نوع نوشتار و کلام هم شبیه بود.انگار خودم اون پست هارو گذاشته بودم.جالب و عجیبهبه این نتیجه رسیدم آدم هایی با روحیات و حرف ها و دغدغه های شبیه تر این جا هستن ...اون ماجرا عشقیه هم میام میگم ولی سرحال نیستم + نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۱/۰۷/۱۰ ساعت 0:5 توسط ˙·٠ я u b y ٠·˙  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن طاهری تاريخ: جمعه 30 دی 1401 ساعت: 3:15

صفحه بندی